هنــــــوز هم، شده برای دقایقی که چشمانم سنگین می شود و می شود در رویایت غوطه ور شد و شد ذره ای معلـــــق و بی دست وپا، دست و پا زدنم – غرق شدنم را تماشا کنی و سر به سرم بگذاری،می گذاری و به زودی ِ زود، زنده گی می شود آتش سردی درون قوطی ِ کبریت و همیشه و برای همیشه ســــــر……………… سر سنگین شدی و متوجـــــه نشدی پس بگذار تا دوباره برایت بگویم هنــــــوز هم…
_________________
تصویر سازی: نیل


5 دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
اوت 9, 2010 در 9:34 ق.ظ.
حمید
):
اوت 10, 2010 در 9:18 ق.ظ.
شيما
زماني هست كه نبايد بخندي و زماني مي رسد كه از شدت قبلي مي زني زير خنده.من عاشق اين تصوير سازيه شدم ! و الان مي ذارمش روي دسك تاپ!!!
اوت 10, 2010 در 9:49 ق.ظ.
نیل
البته همیشه که باید خندید! مثلن
شیما اگه جدی می خوای بذاریش رو دسک تاپت که اندازه مانیتورتو بده تصویرسازیمو هم سایزش کنم. کنارشم با خط خوش بنویسم انلی فور شیما
اوت 10, 2010 در 11:01 ق.ظ.
راحيل
هنوز هم…..
اوت 11, 2010 در 1:23 ب.ظ.
haleh
):
hamintor mikhay ghamin benevisi?hamkar nemikhay?i