by nil

هنــــــوز هم، شده برای دقایقی که چشمانم سنگین می شود و می شود در رویایت غوطه ور شد و شد ذره ای معلـــــق و بی دست وپا، دست و پا زدنم – غرق شدنم را تماشا کنی و سر به سرم بگذاری،می گذاری و به زودی ِ زود، زنده گی می شود آتش سردی درون قوطی ِ کبریت و همیشه و برای همیشه ســــــر……………… سر سنگین شدی و متوجـــــه نشدی پس بگذار تا دوباره برایت بگویم هنــــــوز هم…

_________________

تصویر سازی: نیل